شوک: انواع و طبقهبندی شوک هموراژیک
شوک یعنی خونرسانی بافتی دیگر نیاز سلولها به اکسیژن را برآورده نمیکند. اگر این وضعیت اصلاح نشود، متابولیسم بیهوازی و اسیدوز لاکتیک آغاز میشود و در نهایت نارسایی چند ارگانی و مرگ پیش میآید. در این مبحث انواع شوک، راه افتراق آنها از یکدیگر و طبقهبندی شوک هموراژیک را مرور میکنیم؛ جدولی که تقریباً هر سال در آزمون از آن سؤال میآید.
فیزیولوژی و انواع شوک
فشار خون حاصل ضرب برونده قلبی در مقاومت عروق سیستمیک است. برونده قلبی به ضربان قلب و حجم ضربهای بستگی دارد و حجم ضربهای خود تابع پیشبار، قدرت انقباض میوکارد و پسبار است. فشار ورید مرکزی (CVP) شاخص غیرمستقیم پیشبار است و در کنار برونده قلبی و مقاومت عروقی، الگوی همودینامیک هر نوع شوک را میسازد:
| نوع شوک | مکانیسم اصلی | CVP (پیشبار) | برونده قلبی | مقاومت عروق سیستمیک | نمونهها |
|---|---|---|---|---|---|
| هیپوولمیک | کاهش حجم داخل عروقی | پایین | پایین | بالا (جبرانی) | خونریزی، سوختگی، استفراغ و اسهال شدید |
| کاردیوژنیک | نارسایی پمپ قلب | بالا | پایین | بالا | انفارکتوس وسیع میوکارد، آریتمی |
| توزیعی (سپتیک، آنافیلاکسی) | گشادی عروق و نشت مویرگی | پایین | طبیعی یا بالا | پایین | سپسیس، آنافیلاکسی، نارسایی آدرنال |
| نوروژنیک | از دست رفتن تون سمپاتیک | پایین | پایین یا طبیعی (با برادیکاردی) | پایین | آسیب نخاع در سطح T6 یا بالاتر |
| انسدادی | مانع در مسیر گردش خون قلبی-ریوی | بالا | پایین | بالا | آمبولی وسیع ریه، پنوموتوراکس فشارنده، تامپوناد |
در شوک انسدادی، مشکل نه در حجم خون است و نه در عضله قلب؛ مانعی مکانیکی جلوی پر شدن یا تخلیه بطن راست را گرفته است. برای نمونه، آمبولی وسیع ریه مقاومت عروق ریوی را ناگهان بالا میبرد و بطن راست نمیتواند بر آن غلبه کند. آنافیلاکسی و آسیب نخاعی به گروه توزیعی تعلق دارند و انفارکتوس میوکارد شایعترین علت شوک کاردیوژنیک است.
بهترین شاخص افتراق شوک هیپوولمیک از کاردیوژنیک، CVP است: در اولی پایین و در دومی بالاست؛ فشار شریانی، رنگ پوست و تعداد تنفس در هر دو مشابهاند.
افت فشار خون همراه با CVP بالا در بیمار ترومایی: ابتدا به پنوموتوراکس فشارنده و تامپوناد فکر کنید.
طبقهبندی شوک هموراژیک
خونریزی شایعترین علت شوک در بیمار ترومایی است. شدت آن را بر اساس درصد حجم خون از دست رفته به چهار کلاس تقسیم میکنند و هر کلاس با مجموعهای از علائم حیاتی، برونده ادراری و وضعیت ذهنی شناخته میشود. اعداد زیر برای فرد ۷۰ کیلوگرمی است:
| یافته | کلاس I | کلاس II | کلاس III | کلاس IV |
|---|---|---|---|---|
| درصد حجم خون از دست رفته | کمتر از ۱۵٪ | ۱۵ تا ۳۰٪ | ۳۰ تا ۴۰٪ | بیش از ۴۰٪ |
| حجم تقریبی (میلیلیتر) | کمتر از ۷۵۰ | ۷۵۰ تا ۱۵۰۰ | ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ | بیش از ۲۰۰۰ |
| ضربان قلب (در دقیقه) | کمتر از ۱۰۰ | بیش از ۱۰۰ | بیش از ۱۲۰ | بیش از ۱۴۰ |
| فشار خون سیستولیک | طبیعی | طبیعی | کاهشیافته | بهشدت کاهشیافته |
| فشار نبض | طبیعی | کاهشیافته | کاهشیافته | کاهشیافته |
| تعداد تنفس (در دقیقه) | ۱۴ تا ۲۰ | ۲۰ تا ۳۰ | ۳۰ تا ۴۰ | بیش از ۳۵ تا ۴۰ |
| برونده ادراری (میلیلیتر در ساعت) | بیش از ۳۰ | ۲۰ تا ۳۰ | ۵ تا ۱۵ | ناچیز |
| وضعیت ذهنی | کمی مضطرب | مضطرب | مضطرب و گیج | گیج و خوابآلود |
| مایع جایگزین | کریستالوئید | کریستالوئید | کریستالوئید و خون | کریستالوئید و خون (فوری) |

برای تعیین کلاس، مجموع یافتهها را کنار هم بگذارید و به یک عدد تکیه نکنید. مردی که حدود یک لیتر خون از پوست سر از دست داده و نبض ۱۱۰، تنفس ۲۵ و ادرار حدود ۲۵ میلیلیتر در ساعت دارد، در کلاس II است. در مقابل، موتورسواری با نبض ۱۱۵، فشار سیستولیک ۹۵، تنفس ۳۵، ادرار ۱۰ میلیلیتر در ساعت و گیجی در کلاس III قرار میگیرد؛ یعنی حدود ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ میلیلیتر خون از دست داده و علاوه بر کریستالوئید به خون نیاز دارد.
افت فشار سیستولیک نشانه دیررس خونریزی است و معمولاً تا کلاس III (از دست رفتن بیش از ۳۰٪ حجم خون) ظاهر نمیشود.
در کلاس III ادرار ۵ تا ۱۵ میلیلیتر در ساعت و تنفس ۳۰ تا ۴۰ است؛ تنفس بیش از ۴۰ در دقیقه به کلاس IV تعلق دارد.
درمان اولیه و پایش کفایت احیا
اصل درمان شوک هیپوولمیک، جایگزینی سریع حجم داخل عروقی است تا پیشبار و برونده قلبی بازگردد. یافتن علت شوک برای تصمیمهای بعدی لازم است، اما نباید شروع مایعدرمانی را به تأخیر بیندازد. وازوپرسورها در مراحل اولیه جایی ندارند، زیرا کمبود حجم را اصلاح نمیکنند و خونرسانی بافتی را بدتر میکنند. اینوتروپها هم در قلب سالمی که فقط خالی مانده، سودی ندارند.
هموگلوبین و هماتوکریت در خونریزی حاد شاخص قابل اعتمادی نیستند؛ این دو غلظت را میسنجند و تا رقیق شدن خون با مایعات جبرانی یا تزریقی تقریباً ثابت میمانند. بهترین معیار بالینی کفایت احیا، برونده ادراری است؛ به همین دلیل سوند ادراری را باید زود گذاشت. برای نمونه، در بیمار سیروتیک با خونریزی واریس مری، برونده ادراری بهتر از ضربان قلب، CVP یا قطع خونریزی نشان میدهد که احیا کافی بوده است. در این بیماران باید از احیای بیش از حد هم پرهیز کرد، چون افزایش حجم فشار واریسها را بالا میبرد و خطر خونریزی مجدد را زیاد میکند.
هدف برونده ادراری در بزرگسال: بیش از ۰٫۵ میلیلیتر به ازای هر کیلوگرم در ساعت (حدود ۳۰ میلیلیتر در ساعت).
نخستین قدم در شوک هیپوولمیک: جایگزینی سریع مایع وریدی، پیش از وازوپرسور و اینوتروپ.